سینمای ما - محمد تاجیک: «عیار 14» یکی از بحثانگیزترین فیلمهای جشنواره بود و بررسی واکنشهای رسانهای نسبت به آن و در نهایت نقل بخشهایی از گفتگوهای کارگرداناش میتواند جالب باشد:
/شبیخون به جای نقد/
"راستش من از این شیوه شبیخون بهجای نقد، این روابط باندی یادآور نهیلیسم ایدئولوژیک و تصمیمگیریهای نهان روشن آنه، این جدا شدن نقد از راستی و درستی و پای حواشی و مناسبات و خرده حسابها و حسابرسیها به میان آمدن حالم بد میشود."
این جملات بخشی از یادداشت احمد میر احسان در واکنش به نقد امیر پوریا برفیلم عیار ۱۴ بود .در حقیقت عیار ۱۴که به قول مصطفی جلالی فخر اختلاف سلیقه دوستان درباره این فیلم تفاوت فحشی داشت باعث شده بودکه منتقدان رو دروی هم قرار بگیرند .منتقدی عیار ۱۴را زجر آورترین فیلم زندگی اش می دانست و منتقد دیگری این فیلم را تاج سرخود!
جالب است برای اولین بار دومنتقد مخالف وموافق این فیلم یعنی امیر قادری و حسین معززی نیا برسر این فیلم مناظره می کنند!
/اتهام :سر کار گذاشته شدن!/
اما امیر پوریا دریادداشت خود چه نوشته بودکه باعث عصبانی شدن یک منتقد قدیمی شده بود ؟پوریا در بخشی از نوشته خود آورده بود: بابت جنس تعليقي که در فيلم جريان مي يابد و حس بيهودگي محضي که در پايان به بيننده دست مي دهد، مخاطب عادي حق دارد در رويارويي با «عيار 14» بگويد که با فيلمي «سر ً کاري» طرف بوده است.
/ضریب هوشی زیر فارست گامپ/
پوریا درادامه یادداشت خودبااشاره به صحنه ای از فیلم نوشته بود :نشان دادن اين صحنه که هيچ حس و اطلاعاتي به ما اضافه نمي کند، جز شيرفهم کردن تماشاگري که ضريب هوشي اش زير فارست گامپ است، چه کارکردي مي تواند داشته باشد؟
/در انتظار سريال هاي تلويزيوني ظهرگاهي شهبازی/
این منتقد درادامه بااشاره به سکانس دیگری از عیار ۱۴ عنوان کرده بود :هنگام تماشاي اين سکانس، به نظرم رسيد که اگر نگرش شهبازي در قبال نوع اطلاعات رساني به بيننده، به اينجا رسيده است، مي توان به انتظار سريال هاي تلويزيوني ظهرگاهي او هم نشست.
/از قبل تصمیم گیری شده/
اما احمد میر احسان باانتشار یادداشتی در فرهنگ آشتی جواب تندی به پوریا می دهد .او می نویسد :نوشته امیر پوریا، یکی از نوشتههایی است که من نقد توام با پیشداوری و از قبل تصمیمگیری شده مینامم. امیر پوریا مثل آدمی که آگاهی کمی از فرآیندهای مشخص و انضمامی فرم در یک اثر هنری دارد و از روی اطلاعات کتابی حرف میزند بهطور معین تشخیص نمیدهد در عیار 14 چه اتفاقی افتاده است.
/عدم درک مفهوم تعلیق/
میر احسان درادمه نوشته بود :مشکل دیگر این نقد، عدم ادراک نقش تعلیق است؛ برای همین بالحن تحقیرآمیز سرکاری از آن نام میبرد. اولا که فیلم را با فیلم زینهمان مطابق دانستن و متوجه ماهیت شالودهشکنی ماجرای نیمروز بهوسیله عیار 14 نشدن، یعنی از فیلم شهبازی هیچ در نیافتن! ثانیا آنچه به اسم سرکار بودن از آن نام برده میشود جانمایه بسیار بسیار ارزشمند عیار 14 است یعنی توهم دشمنپنداری کسی که دیگر دشمن نیست، هلاکتبار بودن پیشداوری و ترسی مرگبار از توطئهای و امکان ندادن به دیالوگ!
/همه مخالفان عیار ۱۴/
اماعیار ۱۴ مخالفان جالبی برای خودش داشت. خسرو نقیبی تماشای عیار ۱۴را یکی از زجر آورترین تجربه های فیلم دیدن درزندگی خود می دانست و بااشاره به برخی تمجیدها از این فیلم نوشته بود که تصمیم گرفته جلوی جوزدگی های این فیلم بایستد.یا افشین ابراهیمی و مصطفی جلالی فخر به شکل جالبی مشترکا جمله :"فیلم بدی نیست" را برای عیار ۱۴ به کار می برند.البته افشین ابراهیمی می نویسد :عیار ۱۴ امیدهایمان را نقش برآب کرد و مصطفی جلالی فخر نیز عنوان می کند عیار ۱۴ سقوط نمی کند اما اوج هم نمی گیرد .نیما حسنی نسب نیز بااشاره به اینکه شهبازی در عیار ۱۴ تجربه دشوارتری را گذرانده می نویسد :ولی من شخصا نفس عمیق را به عیار ۱۴ ترجیح می دهم .
/همه عاشقان عیار ۱۴/
اما جواد طوسی که مثل امیر قادری و احمد میر احسان از شیفتگان پرو پا قرص عیار ۱۴ است دونقد تحسین آمیز از این فیلم منتشر می کند . برای یکی از این نقدها تیتر صلات ظهر در سرعین راانتخاب می کند وبرای دیگری شعری از مولانا را برمی گزیند .البته طوسی دریکی از یادداشتهای خود می نویسد شهبازی با ترک سینمای رسانه ها برخورد خوبی نکرد او که با وسواس ودقت حرمت خاصی برای سینما قائل است انتظار می رفت به اهالی مطبوعات احترام بگذارد.
/همه شیفتگان فیلم/
" پرویز شهبازی با فاصله بسیار بهترین خلاق ترین و کار گردان ترین فیلمساز دهه ۸۰ سینمای ایران است .عیار ۱۴ طلای ۱۴ عیار این روزهای سینماست ."این جملات را پویان عسگری در فرهنگ آشتی نوشته و احتمالا منظور نقیبی از جوزده ها ،یکی همین آقای عسگری است واحتمالا دیگری امیر قادری است !
/آقایان خانمها ،امیر قادری/
امیر قادری به روایت اسناد ومدارک رسانه ای فیلم عیار ۱۴ بزرگترین مدافع این فیلم است .او در یکی از صدها مطلبی که درباره این فیلم نوشته می نویسد : نفس عمیق آن قدر بزرگ شد که دست و پای شهبازی را برای سال های سال بست. اما حالا عیار 14 راه را باز کرده است، به عنوان فیلمی که به هیچ عنوان گامی به عقب برای فیلمساز محبوب ما به حساب نمی آید، که در بسیاری از موارد، یک پیشرفت هم هست.
/از تارانتینو تا شهبازی/
امیر قادری درادامه توضیح می دهد :نگرانی درمورد در نیامدن فیلم شهبازی مثل نگرانی درمورد در نیامدن فیلم جدید تارانتینو است .این بخشی از زندگی پر هراس ولذت ما منتقدان سینماست .امیر قادری درادامه وارد مباحث پست مدرن فلسفی نیز شده ومی نویسد :عیار 14 یک جهان اگزیستانسیالیستی تمام عیار است.
/جدال برسر بازی فروتن/
اما بین علما ومنتقدان درباره بازی فروتن دراین فیلم نیز اختلاف به وجود می آید :خسر ونقیبی درباره بازی فروتن می نویسد : محمدرضا فروتني که قرار است برايش دل بسوزانيم و همراهياش کنيم حتي از گفتن يک جمله عاشقانه يا تظاهر به عشق ساده عاجز است و دارد جلوي دوربين خودش را فنا ميکند تا يک جمله درست ادا کند و تظاهرات عاطفياش را نمايش دهد!ولی امیر قادری معتقد است : این بهترین محمدرضا فروتن تاریخ سینماست + یک پوریا پورسرخ درجه یک و کامبیز دیربازی که وقتی زبان باز میکند و بازیش شروع می شود، عیار 14 را به ثمر می رساند.
جالب است مصطفی جلالی فخر نیز می نویسد :فروتن درعیار ۱۴ خوب بازی نمی کند!
/ جدا کردن حساب حود از مقلدان کیارستمی/
اما روزنامه های کثیر الانتشار مطالب جالبی درباره عیار ۱۴ می نویسند . جام جم می نویسد :عیار ۱۴ به شدت تداعی کننده فیلمهای وسترن است و در نوع پوشش و حرتهای خود این تصوررا تداعی می کند .همشهری نیز می نویسد :شهبازی با عیار ۱۴روی دیگری از توانایی های خودرا به نمایش گذاشته است .و حساب خودرااز مقدان کیارستمی جدا کرده است .روز نامه دولتی ایران نیز می نویسد :شهبازی فیلمسازی است که همیشه سبک خاصی را در نظر دارد سبکی که در دام داستان نمی افتد ولی از آن نیز دور نمی شود .
/درگیرتنهایی /
خبر گزاری مهر نیز در یادداشتی بااشاره به اینکه شهبازی کشف روابط پنهان انسانها را دوست داردمی نویسد آدمهای فیلمهای شهبازی که از قضاوت کردن درباره آنها می پرهیزد در گیر تنهایی هستند اعتماد ملی نیز می نویسد :اگر دنبال فيلميبا داستاني سرراست، داراي منطق داستاني، كشش و تعليق سينمايي و بدون بزكها و شعارهاي ملي و فاخر و معناگرا و... هستيد...
/مصاحبه های جالب/
اما شهبازی که پیش از جشنواره کمتر تن به گفت وگو می داد،چند گفت وگوی کوتاه ولی جالب و خواندنی انجام داده بود.
/اعلام نقراض ژانر نوآر/
شهبازی در گفت وگویی با جهان سینما در پاسخ به سوالی که آیا عیار ۱۴ژانر نوآر است می گوید :معتقدم ژانر نوآر ازبین رفته وهر کار گردانی که ادعامی کند در ژانر نوار فیلم ساخته است شوخی می کند . آخرین فیلم نمومنه ای ژانر نوآر هم محله چینی های پولانسکی است!
/درام مردانه/
شهبازی در گفت وگویی دیگر باماهنامه صنعت سینما وقتی از او درباره حضور پررنگ مردان نسبت به زنان می پرسندمی گوید :ما در عیار ۱۴با یک درام مردانه روبروییم .
/پنج کار دریک فیلم/
شهبازی در عیار۱۴ ،پنج کاررا باهم انجام می دهد.او نویسنده کار گردان تهیه کننده طراح صحنه وتدوینگر این فیلم است .وقتی از او دراین باره می پرسند می گوید :اینجوری آسوده ترم واستقلال بیشتری دارم .
/میانسالهای عاصی /
کار گردان عیار ۱۴ در مصاحبه دیگری با سینمای پویا می گوید :این فیلم فضای شهری دارد و درباره میانسالهای عاصی است .او درادامه می گوید بین عیار ۱۴ ونفس عمیق شباهتهایی وجوددارد و در در عیار ۱۴ به گیشه یاد فکر کرده است.
/ تماشاگر چی نگاه کنه؟/
اما پس از نمایش فیلم در جشنواره شهبازی درباره فیلم گفت وگوی جالبی با امیر قادری در فرهنگ آشتی انجام می دهد .او در بخشی از این مصاحبه می گوید : خب وقتی یه ایدهای همهپسند بشه، کار خاصی از آب درنمیآد. دلم میخواد اون ایده مخالف پیدا کنه و فکر کنن چیز معمولی میشه. یادمه به من میگفتن «نفس عمیق» رو نمیخواد بسازی چون هیچی نداره. تماشاگر چی نگا کنه؟وی درادامه این گفت وگو می گوید : میخواستم فیلمی بسازم که قوتش رو از جایی عاریه نگیره. ارزش عارضی نداشته باشه. سیاسی یا اجتماعی از نوع ژورنالیستیاش یا هر چیز دیگهای.
/دلخوری از فیپرشی/
شهبازی درادامه به امیر قادری می گوید :میدونی برای جایزه فیپرشی (کنفدراسیون منتقدان بینالمللی) به نفس عمیق چه دلیلی آوردن؟ طلایهدار موج نو سینمای ایران و بعد به خاطر رساندن صدای جوانان در یک جامعه محافظهکار. حالا اگه جامعه محافظهکار نبود تکلیف چی بود؟ من از اون جمله آخر فیپرشی دلخورم.
/بلیط ۵۰هزار تومانی وقفل کردن در سینما/
کار گردان عیار ۱۴در بخشهای پایانی این گفت وگو می گوید :وقتی داشتم آخرین پلان رو همین اواخر میگرفتم به لقمانی و نوید میگفتم بچهها باید بلیت سینما پنجاه هزارتومن باشه. فکرش رو بکن برای فیلمبرداری یه دقیقه از فیلمت، مثلا یه سال صبر کردی بعد طرف موقع دیدن همین یه دقیقه توی سالن، داره اساماس میخونه. بعضی وقتا دلم میخواد در سینما رو قفل کنم. تو سینماها رفتوآمد و سروصدا زیاده. فیلم پنجاه دقیقهاش گذشته، طرف تازه میآد داخل کورمال کورمال دنبال جا میگرده. تیتراژ آخر رو هم که اصلا نگاه نمیکنن.